مهرآباد
ورود

خرافات

10

باورها و خرافات سینه‌به‌سینه روستا

آیین / Ritual

اگر اسفند دود کنی، چشم بد از خانه دور می‌شود.

دود کردن اسفند یکی از رایج‌ترین رسوم روستا بود — به‌ویژه پس از ورود مهمان یا در شب‌های خاص.

طبیعت / Nature

شب‌ها سوت نزن — مار به خانه می‌آید.

در روستاهای کویری که مار در طبیعت فراوان بود، این باور کودکان را از سر و صدا در شب باز می‌داشت.

بدن / Body

اگر دست راستت خارش داشته باشد، پول به دستت می‌رسد.

خارش کف دست راست نشانه دریافت پول، و چپ نشانه از دست دادن آن بود.

ازدواج / Marriage

باران در روز عروسی نشانه عمر پر‌برکت زوج است.

برخلاف باور رایج در شهرها، در روستا باران هدیه آسمان و نشانه‌ی پر‌برکتی زندگی مشترک بود.

بدن / Body

اگر ابروهایت به هم وصل باشد، بخت بلند داری.

ابروهای پیوسته در روستا نشانه‌ای از تقدیر و بخت بود نه نقص ظاهری.

خانه / Home

قیچی را هرگز باز روی زمین نگذار — بد‌شگون است.

قیچی باز نماد قطع رشته‌ی عمر بود. بلافاصله بسته می‌شد یا آویزان نگه داشته می‌شد.

بدن / Body

اگر گوشت راستت بسوزد، کسی پشت سرت حرف می‌زند.

سوزش گوش راست نشانه بدگویی بود؛ گوش چپ نشانه خبر خوب.

طبیعت / Nature

اگر کلاغ روی بام خانه‌ات بنشیند، خبر مهمانی می‌آید.

کلاغ در فرهنگ روستا پیام‌آور بود. نشستنش بر بام نشانه ورود مهمان ناخوانده می‌دانستند.

روزانه / Daily Life

اگر پای چپت را اول از خانه بیرون بگذاری، روزت بد می‌شود.

پای راست نماد خیر و برکت است. اهالی همیشه با پای راست از آستانه رد می‌شدند.

خانه / Home

اگر جارو را شب به دست بگیری، دشمن به خانه‌ات می‌آید.

در روستا باور بر این بود که جاروکشی شبانه روح‌های شر را به خانه دعوت می‌کند.