واژهنامه
پیلَه/pile/
درخش ملایم نور ستارهها روی شنهای بیابان
تَفان/tafan/
تابش و لرزش هوای گرم از کف بیابان در نیمروز
چِشمَک/cheshmak/
اولین جوشش چشمهی قنات از زیر زمین
خاشار/khashar/
شاخههای خشک جمعشده برای آتشافروزی؛ استعاری برای استعداد پنهان
دِزگَر/dezgar/
کسی که داستانهای روستا را به یاد دارد و برای جوانان بازگو میکند
کَشکَم/kashkam/
صدای جریان آب در دل قنات زیرزمینی
گُلمَه/golmeh/
گردهمایی جمعی شبانه دور آتش یا چراغ
لَرگ/larg/
نسیم خنک عصرگاهی که درست قبل از غروب میوزد
نارِه/nareh/
صدای کمرنگ یا زمزمه، بهویژه صداهایی که از دل قنات میآیند
هَوَرَک/havarak/
بوی باران روی خاک خشک پیش از طوفان
وَشت/vasht/
سرمای تیز ساعتی پیش از سپیدهدم در بیابان
وارد شوید تا واژه پیشنهاد دهید.